خرید بک لینک
"و در پایان هر کدام از ما اهنگ رنج کشیدن خودش را دارد."رنج که چه عرض کنم. آهنگ زجر کشیدن...و داشتم فکر می کردم به این منیت پوشالی و اهنگ زجریدن و رنجیدنش.اهنگ زجر کشیدن من شاید از هفده سالگی به اینور، به سان حارصه ی شتری تشنه در بیابانی بی انتها بود که خارش را در بیابانش یافت و تا به اخر عمر با خون خودش مکید، رنجید، زجرید، گریید. تنها. و همه گفتند، خوب است، خب شتر است خار دوست دارد.غم تو چیست؟ این غم چیست که هرچه خون خودم را می مکم نه سیر می شوم و نه خواهم مرد؟هی. تو. لا به لای خار های خوشمزه ی بیابانی عزیزکم؟

برچسب: نویسنده: پرهام مرادی تاريخ: دوشنبه 15 آبان 1402 ساعت: 14:55

صفحه بندی